مقاله ای به مناسبت شب یلدا
مي خواهم زنده بمانم ، پس اجازه بدهيد من هم قصه بگويم!
محور : جايگاه و اهميت قصه گويي در سنت ها و آيين هاي فرهنگي ، تاريخي و بومي محلي
خاطره اي به جاي پيش گفتار :
1 مادرم 40 سال از من بزرگتر بود
- مادرم مي توانست جاي مادربزرگم باشد
- مادرم قصه ها و شعرهاي زيادي بلد بود .
2- من مربي قصه گويي هستم 1
- من قصه ها ، حكايت ها و ضرب المثل هاي قديمي را بلد هستم
- من بسياري از اين ها را از مادر و پدر عزيزم ، در لابه لاي صفحات زندگيشان ياد گرفتم .
3- اي كاش من زودتر به دنيا آمده بودم
و زودتر قصه گو شده بودم
و زودتر اين مقاله را مي نوشتم
و زودتر اين نتيجه را مي گرفتم
آن وقت شايد مي توانستم ، چندسال بيشتر
اميد به زندگي را در وجود مادرم زنده نگه دارم .
و اما گفتار :
. . . . . ( لطفا اصل قضیه را در ادامه مطلب بخوانید : )
چند وقت پیش به همراه یکی از آشنایان که معلم یکی از مدارس شهر هم هست به در خونه چند نفر از دانش آموزان بی بضاعت رفتیم .
نمی دونستم هنوز خانواده هایی در این کشور اسلامی زندگی می کنند که حتی شاید به ظاهر در اعیون ترین منطقه شهر اما توی یک خونه اجاره ای با دیوارای کاهگلی و روی خاک با یک فرش عاریه ای زندگی می کنند در حالی که یکی از افراد خانواده هم به بیماری سرطان دچاره !! یا خانواده بی مردی که با 6 فرزند چندین روز بود که غذای پختنی نخورده بودند !!! مادر بچه ها می گفت : هر وقت خودم می رفتم توی کوچه از بوی غذا پاهام شل می شده و از این نگران بودم که بچه هام که کم طاقت تر از من هستند چکار می کنند ؟
وقتی اومده بودم خونه دیگه غذا از گلوم پایین نمی رفت . آیا میشه انسان فقر رو بیخ گوشش ببینه و تحت تاثیر قرارنگیره؟
از یه طرف با خودم فکر کردم دیدم چقدر هر کدوم از ماها برای بعضی دلخوشی ها و هوس هامون هزینه هایی رو انجام می دیم که اصلاً هیچ فایده ای برامون نداره یا اگه هم داره خیلی زود گذره . یا اینکه خیلی از ماها شبها از پرخوری خوابمون نمی بره و یکی شب از گرسنگی !!!
یاد این سخن حضرت علی افتادم که فرمودند : « همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است ، پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید » « نهج البلاغه / حکمت 328 »
راستی چی می شد کسانی که هفته ای چند بار غذای بیرون می خورند و یا ماهی چند دست لباس می خرن و یا روزانه چند صد تومان تنقلات و ... می خورن ، حداقل یک بارش رو قناعت و پولش رو انفاق می کردند ؟!؟!؟
بعضی می گن کمیته امداد بهشون میرسه و حمایت می کنه اما آخه با ماهی 30 هزار تومان اونم فقط به خانواده هایی که بی سرپرست باشن یا سرپرست خانوار از کار افتاده باشه چه دردی از هزینه و گرانی حالا و هزینه های مختلف مثل آب و برق و ... دوا می کنه ؟
تکلیف کسانی که از شرم و آبروداری صورتشون رو با سیلی سرخ نگه می دارن و جز خدا و عده ای (اونم اتفاقی )کسی از این موضوع خبر نداره چی میشه؟
اما از اون طرف متعجبم !! متعجبم از مردمی که برای رسیدن به مال و ثروت بیشتر به همه کار و تجارتی دست می زننن یا زیر بار هر وام با هر بهره ای میرن اما با خدا تجارت نمی کنن ؟!؟!
خداوند متعال در قرآن 12 بار از قرض و بیش از 75 بار از انفاق صحبت نموده است .
خداوند متعال می فرماید : « کیست که خدا را وام ( قرض الحسنه ) دهد ، وامی نیکو تا خداوند آن را به چندین برابر بیافزاید و خداوند (روزی بندگان را ) محدود و گسترده می سازد و به سوی او باز گردانده شوند » « آیه 245 / سوره بقره »
یا اینکه : « مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند همانند بذری است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد دو یا چند برابر می کند و خدا ( از نظر قدرت و رحمت ) وسیع و (به همه چیز ) داناست »« آیه 261/سوره بقره »
(آیات مربوط به قرض و انفاق را می توانید در سوره های : بقره ، آل عمران ، نساء ، مائده ، انعام ، انفال ، توبه ، رعد ، ابراهیم ، نحل ، اسراء ، کهف ، حج ، فرقان ، قصص ، عنکبوت ، سجده ، احزاب ، سباء ، فاطر ، یس ، شوری ، محمد ، فتح ، حدید ، حشر ، ممتحنه ، منافقون ، تغابن ، مزمل ، طلاق و تحریم بیابید )
مولی الموحدین حضرت علی (ع) نیز می فرمایند : « هر گاه تهیدست شدید با صدقه دادن با خدا تجارت کنید » « نهج البلاغه/حکمت 258 »
آیا به نظر شما خداوند متعال در این آیات فقط به جنبه معنوی و ثواب اخروی کارها اشاره کرده است یا جامعیت قرآن شامل جنبه های مادی و دنیوی نیز می شود ؟!!؟
فقط یادآوری می کنم که طبق آیه 268 سوره بقره به هنگام انفاق « شیطان شما را از فقر و تهیدستی بیم می دهد و شما را به فحشا و زشتی ها فرا می خواند ، ولی خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و فزونی می دهد و خداوند وسعت بخش داناست »
پس بنا به سفارش حضرت علی (ع) به جابر بن عبدا... انصاری : « ای جابر !!! کسی که نعمتهای فراوان خدا به او روی کرد ، نیازهای فراوان مردم نیز به او روی آورد ، پس اگر صاحب نعمتی حقوق واجب الهی را بپردازد ، خداوند نعمتها را بر او جاودانه سازد و آن کس که حقوق واجب الهی در نعمتها را نپردازد ، خداوند آن را به زوال و نابودی کشاند .» « نهج البلاغه /حکمت 372 »
پس تا دیر نشده و روزی نرسیده که یا ما اسیر خاک باشیم یا اینکه با ظهور آن موعود دیگر فقیری پیدا نباشه و همه در به در به دنبال مستحق می گردند هم خود را نجات دهیم و هم آن ذات روحانی را از این امر دلشاد کنیم .
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار
گر چه هنوز تا شکل گیری فضای واقعی انتخابات فاصله داریم اما به مرور با ورود برخی چهره ها به این صحنه و تعامل با اقشار گوناگون این فضا در حال شکل گیری است .
با نزدیک شدن به انتخابات هشتمین مجلس شورای اسلامی این پرسش همیشگی در برابر کسانی که می خواهند در تعیین سرنوشت خویش مشارکت کنند وجود دارد که :
چه کسی را انتخاب کنیم ؟ و چرا ؟
یافتن این پرسش هماره دغده ی مشارکتجویان در انتخابات است و هر چه تلاش کسانی که قصد کاندیداتوری دارند برای پاسخگویی به این پرسش شفاف تر ، منطقی تر ، اصولی تر ، صادقانه تر ، عالمانه تر و بیشتر با خواسته های مردمی انطباق داشته باشد ، امکان توفیق آنان در این رویداد تعیین سرنوشت بیشتر خواهد بود.
.... اما گرچه هنوز شناسایی افرادی که تا آخرین مرحله به عنوان کاندیدای نمایندگی مجلس هشتم در صحنه باقی خواهند ماند کمی دشوار می نماید، اما هم اینک اسامی این افراد برای کاندیداتوری در یزد مطرح است :
کلانتری استاندار اسبق یزد
رضوی نماینده مردم یزد در مجلس سوم و ششم
تشکری مسئول حزب کارگزاران شاخه یزد و رئیس سابق سازمان صنایع دستی یزد
پاک نژاد مدیر کل سابق اداره کل ارشاد یزد
محصل همدانی نماینده مردم مهریز در مجلس شورای اسلامی
صدرالساداتی مسئول سابق نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه آزاد اسلامی یزد
شایق شهردار سابق یزد
حیدری کارشناس ارشد صنایع سازمان صنایع ومعادن یزد
رادمنش عضو سابق شورای اسلامی یزد
دکتر میر باقری استاد دانشگاه
. . . اما شما کدامیک را می پسندید ؟ و چرا ؟
محب : در پاسخ به این پرسش که منافقان چه کسانی هستند ؟ آن را با واحد پاسخ به سوالات دینی مطرح نمودم که منجر به ارائه این مقاله توسط سایت مذکور شد. گفتم شاید بد نباشه دیگران هم یاد بگیرند .
بنابراین جهت تسهیل کار خوانندگان خصوصیات منافقان را آبی و آیات قرآنی را با رنگ قرمز تیره مشخص نمودم در ضمن فایل pdf و wordاین مقاله رو برای دانلود در اختیارتون قرار دادم .
امیدوارم بدون هیچ گونه غرض ورزی سیاسی و با ذهنی پاک و بینشی عمیق آن را مطالعه نمایید.
سبز و بارانی باشید.
منافقان در قرآن
يكى از مسائل مهمى كه در سورههاى مختلفى از قرآن مورد بحث قرار گرفته است، مسأله «نفاق» است و قرآن از گروهى به نام «منافقين » ياد مىكند كه ما در فارسى از آن به «دورو» يا «دو چهره» تعبير مىكنيم. اين گروه كه نه اخلاص و شهامت براى ايمان آوردن داشتند و نه قدرت و جرأت بر مخالفت صريح، در صفوف مسلمانان واقعى نفوذ كرده بودند و از آنجا كه ظاهرى اسلامى داشتند، غالباً شناخت آنها مشكل بود كه قرآن با بيان نشانههاى دقيق وزنده خط باطنى آنها را آشكار مىسازد.
از آنجا كه اسلام در طول تاريخ خود بيشترين ضربه را از منافقان خورده است، سختترين حملات خود را متوجّه منافقان ساخته و آنقدر كه آنها را كوبيده هيچ دشمنى را نكوبيده است. نكته حائز اهميت اين است كه هيچ كدام از امامان معصوم(ع) ما توسط كفار و مشركين به شهادت نرسيدهاند و همگى بدست همين منافقان به ظاهر مسلمان شهيد شدهاند كه خود جاى بسى تأمل است.
با توجّه به اينكه هر موقع حكومت اسلامى قوىتر بوده بحث نفاق نيز شديدتر شده است مىتوان گفت در واقع عنادهاى منافقان با حاكم اسلامى است. البته در هر عصر و زمانى منافقان وجود داشتهاند ولى در صحنههاى حساس و مراحل مختلف آشكارتر مىشوند.
در برخورد با خط نفاق اولين مسأله شناخت است كه قرآن در اين زمينه به روشنگرى پرداخته است. در اين مقاله سعى شده است با بهرهگيرى از قرآن و تفسير ارزشمند نمونه، شناخت منافقان در اين مقطع حساس و شكوفاى تاريخ راحتتر و نحوه برخورد با آنان روشنتر شود.
منافق از ريشه «نفق» است. اصل «نفق» به معنى خروج است. نفاق مصدر است به معنى منافق بودن. نفاق صفت افراد بى ايمان است كه ظاهراً در صف مسلمانانند امّا باطناً دل درگرو كفر دارند و منافق كسى است كه در باطن كافر ولى ظاهراً مسلمان است، علت اين تسميه آنست كه منافق از ايمان به طرف كفر خارج شده است. ناگفته نماند كه «نفق» نقبى است در زير زمين كه تسميه منافق از «نفق» به معنى نقب است كه از راهى به دين وارد و از راه ديگر خارج مىشود.
بهرحال منافق را از آن جهت منافق گويند كه از ايمان خارج شده است منافق خط زندگى مشخصى ندارد و در ميان هر گروهى به رنگ آن گروه در مىآيد منافق از كافر خطرناكتر و عذاب او در آخرت از كافر سختتر است، زيرا كه به حكم دزد خانگى است و پلى است كه كفار بوسيله آن به خرابكارى در اسلام راه مىيابند.
هرچند که حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی در دفتر کارشان زیاد به چشم نمی آید اما ایشان حضور رسانه ای خوبی دارند و گویا تکنیک مدیریت«گفتار درمانی» بسیار موفق تر از حضور میدانی است. از جمله در مصاحبه ای که در اینجا داشته اند و فرموده اند:
حجتالاسلام و المسلمين عجمين با بيان آمادگي انجمن نمايش استان به منظور برگزاري جشنواره تئاتر متذكر شد: انجمن نمايش استان فعال و در كشور مورد توجه قرار گرفته است و بر اين اساس با توجه به محبوبيت اعضا و رياست انجمن و حمايتهاي اين اداره كل، انجمن نمايش استان توان و آمادگي برگزاري جشنواره تئاتر استاني و كشوري را دارد.
برای من که همواره با فضای نمایش و تئاتر ارتباط دارم این بیانات بسیار جای تعجب داشت . حدس زدم شاید در خواب اصحاب کهف شریک هستم!! پس با اعضای هیئت مدیره انجمن نمایش استان تماس گرفتم تا چند و چون «مورد توجه قرار گرفتن در کشور» و چگونگی «محبوبیتشان» را دریابم. همگی بدون استثنا گفتند که از بدو تشکیل تابحال جز دو جلسه که یکسال پیش داشته اند دیگر اقدامی بعنوان انجمن نمایش استان نیفتاده حتی برای برگزاری همایش تئاتر استان که یک اتفاق تئاتری استانی می توانست باشد هم به هیچ وجه با آنها رایزنی نشده بود و بقول یکیشان « حتی دریغ از یک دعوتنامه خشک و خالی برای حضور در جشنواره» . البته مشکل ازاعضای انجمن نمایش استان یا سایر هنرمندان تئاتر نیست. بازنگری در عملکرد مدیران و کارشناسان و سایست گذاران احتمالا راه چاره باشد. انجمن نمایش استان هنوز یک ریال بودجه نگرفته است و .....
متاسفانه در غیاب اطلاع رسانی از وضعیت نمایش و هجمه های تبلیغاتی که با عنوان ۱۱۱ و ۱۲۳ و ... به منتقدان می شود( موضوع ربطی به مسئول روابط عمومی ارشاد ندارد) مذیران محترم با ارائه گزارشهای سراسر کذب سعی دارند که .......
بگذریم. اگر آقای عجمین راهنمایی بفرمایند که کی و کجا و چگونه و به چه مستندی انجمن نمایش استان یزد را فعال در گستره کشور که هیچ حتی گستره استان یزد می دانند بسیار مدیون ایشان خواهیم بود.
یک پیشنهاد ساده: شورای فرهنگ عمومی که متولی طرح احیای دارالعباده است طی یک طرح پژوهشی که مجری آن خانه پژوهش ارشاد نباشد میزان صداقت و راستگویی مدیران شهر دارالعباده را بسنجد . احتمالا نتایج خوبی داشته باشد.
یک خواهش: نام دارالعباده را به حال خود رها کنیم تا به عملکرد ما آن نام زیر سوال نرود.
نقل قول : گویا شهید رجایی سالها پیش گفته بود که«برادرم اشتباهم را به حساب مکتبم مگذار»
متن کامل فراخوان تشكيل اولين جلسه گروه كاربران يزدي لينوكس YAZD LUG
لينوكس(آزاد/متن باز) در استان و نيز ارتقاء سطح دانش كاربران لينوكس در نظر دارد با همكاري و حمايت "پارك علم و فناوري يزد" و "كارگروه فناوري اطلاعات استان" ، "گروه كاربران يزدي لينوكس" را تشكيل دهد.
موارد زير را مي توان از اهداف تشكيل اين جامعه برشمرد:
1.آشنايي با ديگر كاربران لينوكس و شناخت استعدادها
2.تبادل اطلاعات و دانش با ديگر اعضاء
3.كمك به توسعه سيستم هاي مبتني بر لينوكس
4.تعريف و اجراي پروژه هاي مبتني بر لينوكس
5.برگزاري كلاسها و سمينارهاي آموزشي از همه عزيزان علاقمند دعوت به عمل مي آيد در اولين جلسه اين گروه كه در تاريخ 20/9/86 ساعت 17 در محل پارك علم و فناوري يزد واقع در سه راه تعاون، ابتداي بلوار رشتي تشكيل مي گردد حضور بهم رسانند و با عضويت رايگان در اين گروه، ضمن تبادل اطلاعات با ساير اعضاء، از مباحث تخصصي آن بهره مند گردند.
آيا تاكنون از بالا به زندگي و عمر خود نگاه كرديد ؟!!!
بالا ؟!!!!
درست فكر كرديد همون بالا !!!!
تصور كنيد وقتي سوار هواپيما هستيد و از بالا به شهرها ، خونه ها و ... نگاه مي كنيد همه چيز در نظرتون كوچك به نظر مياد .
آدمهايي كه روي زمين دارند راه ميرن هيچ فرقي باهم ندارن ، مدل ماشينها ديگه مفهومي نداره ، همه خونه ها مثل هم يا تقريبا شبيه به هم هستند . از اون بالا ديگه رئيس و مرئوس يا ثروتمند و فقير ديگه معنايي نداره .
اما هر چه بياين پايين و ديدتون رو محدود كنين همه اينهايي كه قبلا براتون بي معني بود صاحب معني ميشه.
اگه همه ما آدمها از بالا به زندگيمون نگاه كنيم ديگه خيلي از كارهاي بد و غير انساني رو انجام نمي ديم ؛ حرص زدن ها ، قدرت طلبي ها ، پول پرستي ها ، تجملات ، دروغها و هر چه كه فكرش رو بكنين .
اونوقته كه هيچ همكاري زيراب همكار ديگه رو نمي زنه يا هيچ كس مال و منال يكي ديگه رو نمي خوره و خيلي چيزهاي ديگه .
اگر به زندگي انسانهاي آزاده و نيك هم نگاهي كنيد مي بينيد اگر چه روي زمين زندگي مي كردند اما روحشون در بالا بود و همه چيز رو از بالا نگاه مي كردند .
آيا شده يك روز از بالا به زندگيتون نگاه كنيد ؟
اگه نگاه نكرديد به يك بار امتحان مي ارزه .
چندي پيش در خبرها اومده بود كه:
1) كلينت ايستوود كارگردان و بازيگر سرشناس آمريكايي در تدارك ساخت فيلميه درباره حضور نلسون ماندلا رييس جمهور سابق آفريقاي جنوبي، در جام جهاني راگبي سال 1995
2) استيون سودِربِرگ كارگردان فيلم ترافيك هم مي خواد فيلمي بسازه درباره ارنست چه گوارا رهبر انقلابي آمريكاي جنوبي بنام آرژانتين كه قراره بنيچو دل تورو (ستاره مكزيكي الاصل هاليوود وبازيگر فيلم هايي مانند ترافيك و 21 گرم) در نقش چه گوارا بازي كنه
3) اليور استون كارگردان به ظاهر ضد آمريكايي هم كه مي خواست درباره رييس جمهور ايران فيلم بسازه (كه البته نفهميديم آخرش چي شد!)
از طرفي زمانيكه فيلم بازي ديويد فينچر رو ديدم با خودم گفتم داستان اين فيلم مي تونه در زندگي آدماي خيلي از جوامع و كشورها اتفاق بيفته يا در حال اتفاق افتادن باشه يا اتفاق افتاده باشه؛ يعني همه شون براساس يك سناريوي از پيش نوشته شده كاملاً حرفه اي و دقيق در گير يك بازي ندانسته و ناخواسته شده باشن!
حالا مي خوام بپرسم
به نظر شما كارگردانا دارن سياسي مي شن؟
يا شخصيت هاي سياسي بازيگرن؟
يا اينكه نه، شخصيت اين جور آدما خيلي دراماتيكه كه مي تونه دستمايه خوبي براي فيلم باشه؟
يا اينكه آدمايي كه بعداً اين فيلما را مي بينن خودشون فيلم مي شن؟
يا كارگردانا مي خوان با زبان فيلم به مخاطبشون نشون بدن كه اونا در زندگي واقعي چه جوري مجذوب و محسور بازي سياست مدارا شدن؟
يا بقيه «يا»ها با خودتون!
امشب شباش نبود که با من چنين بازی کنی ... من مدتهاست حسرت هيچ چشمی را ندارم و هيچ نفرينی بر قلب و زبانام جاری نمیشود ... ولی آنقدر آشنا و دلنشين نوشتهای که دلم نيامد نگويم خواندمات ...
دنيا کوچک است؛ من هم میدانم ... میپيچد؛ من هم میبينم ... اما ... من کوچکتر و پيچيدهتر از اين دنيايم ... از هر طرف که میچرخم به خودم برمیخورم و از هر دری در درونم که رد میشوم بيشتر در خودم میپيچم و گم میشوم ...
حسرت ... کلمهی غريبی است ... نه عزيز جان ... من ديگر حسرت ندارم ... حتی حسرت بیقراری آن چشمها (که نمیدانم) برای تو ... تويی که نمیشناسمات ...
۱) ... آيا رسيدن،[رسيدن به خواسته هاي كوچك] يك كارت بيمه در برابر هر نوعْ سوختن است و يك باب دكّان دو دهانه و درآمدي مستمر اما مختصر و چند اثر و آينده يي خالي از شور و شرّ اما سرشار از اطمينان – كه نفرين بر آن اطمينان، نفرين بر روح بازنشستگي. جداً كه اطمينان به آينده، همچون ترياك، انسان را لَش و ذليل و دَني طبغ مي كند و بتدي حقيرترين ها: آويزان، دَلنگان، مطيع، فروتن، سربه زير [همچون گاو و گوسفند]، مؤدب، درويش، قانع، ابله و پوكِ پوكِ پوك ...
۲) ... من هنوز لج مي كنم، هنوز اعتراض مي كنم، هنوز فرياد مي كشم، هنوز مي لرزم و به لُكنت دچار مي شوم، هنوز زير بار نمي روم، هنوز باج نمي دهم و نمي گيرم، هنوز اعتقادْ نمي خرم و نمي فروشم، تسليم نمي شوم، فساد نمي كنم، در يك كار نمي مانم، عادتِ سر به سنگ كوبيدن را ترك نمي كنم، با اراذلْ كنار نمي آيم، با دزد ها دست نمي دهم، با خائنان و خبر چينان سلام و عليك نمي كنم، و هنوز، هنوز، هنوز، هاي هايْ گريه مي كنم، به خدا، درست مثل بچه ها، مثل نوجوانها، و مثل عاشق ها ...
پي نوشت: نوشته هاي درون [] براي خودم است.