









































" زمستان است ، هوا بس ناجوانمردانه سرد است آي
تو اي فلاح زاده آشناي این دیار ما
بيا نزديك در بگشاي ..."
سلام
ديشب هوا خيلي سرد بود ...
شنيديم يزد ما هم آخر پيري لباس عروس پوشيده ، در حاليكه نوه نتيجه هاش زير افت
فشارگاز ليك ليك ميلرزن !
تا نيمه هاي شب چشممون رو به صفحه تكراري تلويزيون دوختيم تا شايد شادي تعطيلات
رو از لابه لاي زير نويس ها بچشيم !
گوشمون رو سوهان زديم و تيز تيز به همه خبرهاي اينور و اونور و بالا و پايين گوش
كرديم!
اما افسوس كه خبري از تعطيلي ادارات نصيبمون نشد !
صبح زود به هر آژانسي كه زنگ زديم گفتن : " ايشاا... فردا ! "
بچه ها هم كه تعطيل بودن و شده بودن غوز بالا غوز ! بايد يه جايي قالشون ميذاشتيم !
(اينم دو تا مسير...!)
در نهايت دست به دامن خودتون شديم و صميمانه جواب گرفتيم كه:" ادارات به خاطر
پاسخگويي به ارباب رجوع تعطيل نشدن " ( همينجا توي پرانتز از طرف كليه ارباب -
رجوعان 17 ديماه 1386 از شما تشكر مي كنيم ).
اما اين دليل نميشه كه اين دعاي هرگز مستجاب نشده رو از طرف تعدادي از
تعطيل نشدگان سرما زده تو برف گير كرده ، تقديمتون نكنيم ! :
" تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد "
" الهي يه جايي گير بيفتين كه مجبور باشين تا شب 10 ، 15 تا آدم برفي جورواجور رو،
دست تنها ،درست كنين بدون همكاري معاون و مشاور و اينا. . .
الهي برف بره تو يقه تون و ندونه ازكدوم طرف بيرون بياد . . .
الهي وقتي مياين بيرون دستكشاتونو جا بذارين . . .
الهي نوك بيني تون مثل لبو قرمز بشه ...
الهي تا مياين كفشاتونو بپوشين ببينين بابا نوئل به جاي عروسك ، يه گلوله برف
تو كفشتون گذاشته ...
الهي كه اين شوخي رو به پاكي برف امروز به ما ببخشين و سلامت باشين ...
الهي در تمام دوران كاريتون همينطور ساده و صميمي جوابگوي مردم و كارمنداتون
باشين ...
آمين
کليد ِ بزرگ ِ نقره
در آبگير ِ سرد
شکستهست.
دروازهی تاريک
بستهست.
«ــ مسافر ِ تنها !
با آتش ِ حقيرت
در سايهسار ِ بيد
چشمانتظار ِ کدام
سپيدهدمي؟»
هلال ِ روشن
در آبگير ِ سرد
شکستهست
و دروازهی نقرهکوب
با هفت قفل ِ جادو
بستهست.
شاملو - قطعه شبانه از دفتر ابراهیم در آتش
اينکه با تغيير مدير يک دستگاه ، مديران کليدی آن دستگاه نيز تغيير يابند موضوعی است که تا حدی طبيعی به نظر می رسد ولی فارغ از اين مطلب ؛ گاهی اوقات برخی بر اين تصور و توهم هستند که با جابجايی افراد می توانند به منظور و مقصود خود نايل شوند و حال آن که اين جابجايی تغيير اساسی در اصل موضوع ايجاد نمی کند.
در روزهای اخير دوست ارجمند آقای ملک ثابت مشاور سابق استاندار که مسئوليت روابط عمومی استانداری يزد را به عهده داشت جای خود را به برادر گرامی آقای قائم محمدی داد.
اگر بخواهيم موضوع را فارغ از جنبه های سياسی آن بررسی کنم بايد بگويم ملک ثابت نيز همچون بسياری از افراد ديگر دارای جنبه های مثبت و منفی عملکردی بود که هيچيک به ويژه سلامت و صداقت و ايمان وی قابل اغماض نيست ، اما آنچه از ابعاد فردی اهميت بيشتری می يابد ، وضعيت بغرنج ساختاری روابط عمومی استانداری است. وضعيتی که به نظر می رسد با درايت و تدبير و برخورد علمی و حرفه ای بتوان بر آن چيره شد.
روابط عمومی استانداری يزد علاوه بر اينکه همچون بسياری از روابط عمومی های ادارات استان قربانی کم توجهی و کم لطفی مديران ارشد و قائل نبودن جايگاه واقعی مشاوره و سياستگذاری های ارتباط و تعامل با مردم و کارکنان است، دچار ضعف مزمن ساختاری است.
چنانچه روابط عمومی را جايگاهی بدانيم که بايد ضمن تدوين سياستهای ارتباطی سازمان با انواع مخاطبان، مشکلات و مسايل مربوط را شناسايی و به مديران ارشد سازمان مشاوره عالمانه و کارشناسانه و مردم مدارانه بدهد ، ارتباط مخاطبان و مردم با سازمان را بهبود و سامان بخشد ، توانايی شناخت و مديريت افکار عمومی را داشته باشد ، ارتباط مناسبی با اصحاب رسانه و مطبوعات برقرار نمايد ، به نحو شايسته ای اطلاع جويی و اطلاع رسانی کند، با طراحی و اجرای برنامه های گوناگون ارتباطی در سازمان تفاهم ايجاد نمايد، آينه ای تمام نما از سازمان باشد ، چشم و گوش بينا و هوشيار و سخنگو و زبان گويای سازمان باشد ، و .... بايد هم ساختاری متناسب با اين انتظارات داشته باشد و هم سهم مناسبی از بودجه و اعتبارات سازمان را به اين مهم اختصاص يابد..
به ويژه اينکه روابط عمومی استانداری علاوه بر رسالتها و وظايف ياد شده ، به نظر می رسد وظيفه سياستگذاری فعاليتهای اجرايی روابط عمومی دستگاههای دولتی را نيز عهده دار باشد.
بنابر اين چنانچه اين معضل با تدبير و درايت مديران ارشد سازمان و حمايت و همراهی و پشتيبانی مستمر مديران ارشد از برنامه ها و اقدامات اجرايی روابط عمومی و تخصيص اعتبار و بودجه ی مناسب همراه نباشد ، نه تنها اين تغيير بلکه هر تغيير چندباره ای نيز به رفع مشکلات روابط عمومی استانداری کمک شايانی نخواهد کرد.
آن چه در اين ميان حايز اهميت است هدف قرار دادن مردم مداری و گرايش به روابط عمومی اخلاقی و فاصله گرفتن روابط عمومی ها از برخوردهای سياسی و پرهيز از ورود به مناقشات سياسی است ، اقدامی که با تصدی افرادی واجد دانش و تجربه کافی و مرتبط می تواند آثار ماندگاری را در موفقيت سازمان بر جای بگذارد.
بادا که چنين باد.
در پايان ضمن قدردانی از تلاش های دوست ارجمندم آقای ملک ثابت ورود برادر گرامی آقای قائم محمدی را به عرصه ی روابط عمومی تبريک می گويم و برای ايشان آرزوی توفيق دارم.
گفتم بهتر است تا آقای امامی برای روزهای چهارشنبه هم مانند سایر دوستان به سر من هوو نیاورده اند مطلبی را درج کنم .
پس چه مطلبی بهتر از مقاله ای که به تازگی نوشته بودم و دیدم که بی مناسبت با شب یلدا هم نیست .
منتظر نظر شما دوست عزیز راجع به این نوشته هستم .
و یلدای زیبا و به یاد ماندنی را برای شما و خانواده اتان آرزومندم .