صبح از خواب بیدار شد ، گیج بود در باره کتاب فروشی هایی که کتاب مذهبی دارن می پرسید. هر چی پرسیدیم چی شده جواب نداد .
گذشت تا عصر . عصر که از در خونه وارد شد دیدم دو جلد کتاب دستشه . وقتی نگاه کردم دیدم حماسه حسینی شهید مطهریه .
تازه دو ریالیم افتاد . وقتی بهش گیر دادم گفت دیشب آقایی رو در خواب دیدم با چهره ای نورانی مثل سریال امام رضا نواهای اطراف بهم میگفت این امام زمانه ! آقا جلو اومد ابهتش وجودم رو گرفته بود بهم رو کرد و گفت : برو کتاب حماسه حسینی شهید مطهری رو بخون " و بعد از خواب بیدار شدم .
وقتی جملش تموم شد چشماش پر از اشک شد و رفت .
این خاطره رو یکی از نزدیکانم درباره بردارش می گفت ، با خودم گفتم :
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست
محرم اومده بود و هیچ مطلبی متناسب به این ماه عزیز و وقایعش پیدا نکرده بودم تا گوشه ای از وظیفه خودم رو ادا کنم تا اینکه این خاطره یادم اومد.
هر چند نتونستم خودم همه کتاب رو بخونم اما گفتم شاید عزیزی اراده اش از من قوی تر باشه اون رو بخونه و بشارتی از این اشارت نصیبش بشه .
سبز و بارانی و حسینی باشید
چند وقت پیش به همراه یکی از آشنایان که معلم یکی از مدارس شهر هم هست به در خونه چند نفر از دانش آموزان بی بضاعت رفتیم .
نمی دونستم هنوز خانواده هایی در این کشور اسلامی زندگی می کنند که حتی شاید به ظاهر در اعیون ترین منطقه شهر اما توی یک خونه اجاره ای با دیوارای کاهگلی و روی خاک با یک فرش عاریه ای زندگی می کنند در حالی که یکی از افراد خانواده هم به بیماری سرطان دچاره !! یا خانواده بی مردی که با 6 فرزند چندین روز بود که غذای پختنی نخورده بودند !!! مادر بچه ها می گفت : هر وقت خودم می رفتم توی کوچه از بوی غذا پاهام شل می شده و از این نگران بودم که بچه هام که کم طاقت تر از من هستند چکار می کنند ؟
وقتی اومده بودم خونه دیگه غذا از گلوم پایین نمی رفت . آیا میشه انسان فقر رو بیخ گوشش ببینه و تحت تاثیر قرارنگیره؟
از یه طرف با خودم فکر کردم دیدم چقدر هر کدوم از ماها برای بعضی دلخوشی ها و هوس هامون هزینه هایی رو انجام می دیم که اصلاً هیچ فایده ای برامون نداره یا اگه هم داره خیلی زود گذره . یا اینکه خیلی از ماها شبها از پرخوری خوابمون نمی بره و یکی شب از گرسنگی !!!
یاد این سخن حضرت علی افتادم که فرمودند : « همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است ، پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید » « نهج البلاغه / حکمت 328 »
راستی چی می شد کسانی که هفته ای چند بار غذای بیرون می خورند و یا ماهی چند دست لباس می خرن و یا روزانه چند صد تومان تنقلات و ... می خورن ، حداقل یک بارش رو قناعت و پولش رو انفاق می کردند ؟!؟!؟
بعضی می گن کمیته امداد بهشون میرسه و حمایت می کنه اما آخه با ماهی 30 هزار تومان اونم فقط به خانواده هایی که بی سرپرست باشن یا سرپرست خانوار از کار افتاده باشه چه دردی از هزینه و گرانی حالا و هزینه های مختلف مثل آب و برق و ... دوا می کنه ؟
تکلیف کسانی که از شرم و آبروداری صورتشون رو با سیلی سرخ نگه می دارن و جز خدا و عده ای (اونم اتفاقی )کسی از این موضوع خبر نداره چی میشه؟
اما از اون طرف متعجبم !! متعجبم از مردمی که برای رسیدن به مال و ثروت بیشتر به همه کار و تجارتی دست می زننن یا زیر بار هر وام با هر بهره ای میرن اما با خدا تجارت نمی کنن ؟!؟!
خداوند متعال در قرآن 12 بار از قرض و بیش از 75 بار از انفاق صحبت نموده است .
خداوند متعال می فرماید : « کیست که خدا را وام ( قرض الحسنه ) دهد ، وامی نیکو تا خداوند آن را به چندین برابر بیافزاید و خداوند (روزی بندگان را ) محدود و گسترده می سازد و به سوی او باز گردانده شوند » « آیه 245 / سوره بقره »
یا اینکه : « مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند همانند بذری است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد دو یا چند برابر می کند و خدا ( از نظر قدرت و رحمت ) وسیع و (به همه چیز ) داناست »« آیه 261/سوره بقره »
(آیات مربوط به قرض و انفاق را می توانید در سوره های : بقره ، آل عمران ، نساء ، مائده ، انعام ، انفال ، توبه ، رعد ، ابراهیم ، نحل ، اسراء ، کهف ، حج ، فرقان ، قصص ، عنکبوت ، سجده ، احزاب ، سباء ، فاطر ، یس ، شوری ، محمد ، فتح ، حدید ، حشر ، ممتحنه ، منافقون ، تغابن ، مزمل ، طلاق و تحریم بیابید )
مولی الموحدین حضرت علی (ع) نیز می فرمایند : « هر گاه تهیدست شدید با صدقه دادن با خدا تجارت کنید » « نهج البلاغه/حکمت 258 »
آیا به نظر شما خداوند متعال در این آیات فقط به جنبه معنوی و ثواب اخروی کارها اشاره کرده است یا جامعیت قرآن شامل جنبه های مادی و دنیوی نیز می شود ؟!!؟
فقط یادآوری می کنم که طبق آیه 268 سوره بقره به هنگام انفاق « شیطان شما را از فقر و تهیدستی بیم می دهد و شما را به فحشا و زشتی ها فرا می خواند ، ولی خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و فزونی می دهد و خداوند وسعت بخش داناست »
پس بنا به سفارش حضرت علی (ع) به جابر بن عبدا... انصاری : « ای جابر !!! کسی که نعمتهای فراوان خدا به او روی کرد ، نیازهای فراوان مردم نیز به او روی آورد ، پس اگر صاحب نعمتی حقوق واجب الهی را بپردازد ، خداوند نعمتها را بر او جاودانه سازد و آن کس که حقوق واجب الهی در نعمتها را نپردازد ، خداوند آن را به زوال و نابودی کشاند .» « نهج البلاغه /حکمت 372 »
پس تا دیر نشده و روزی نرسیده که یا ما اسیر خاک باشیم یا اینکه با ظهور آن موعود دیگر فقیری پیدا نباشه و همه در به در به دنبال مستحق می گردند هم خود را نجات دهیم و هم آن ذات روحانی را از این امر دلشاد کنیم .
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار
محب : در پاسخ به این پرسش که منافقان چه کسانی هستند ؟ آن را با واحد پاسخ به سوالات دینی مطرح نمودم که منجر به ارائه این مقاله توسط سایت مذکور شد. گفتم شاید بد نباشه دیگران هم یاد بگیرند .
بنابراین جهت تسهیل کار خوانندگان خصوصیات منافقان را آبی و آیات قرآنی را با رنگ قرمز تیره مشخص نمودم در ضمن فایل pdf و wordاین مقاله رو برای دانلود در اختیارتون قرار دادم .
امیدوارم بدون هیچ گونه غرض ورزی سیاسی و با ذهنی پاک و بینشی عمیق آن را مطالعه نمایید.
سبز و بارانی باشید.
منافقان در قرآن
يكى از مسائل مهمى كه در سورههاى مختلفى از قرآن مورد بحث قرار گرفته است، مسأله «نفاق» است و قرآن از گروهى به نام «منافقين » ياد مىكند كه ما در فارسى از آن به «دورو» يا «دو چهره» تعبير مىكنيم. اين گروه كه نه اخلاص و شهامت براى ايمان آوردن داشتند و نه قدرت و جرأت بر مخالفت صريح، در صفوف مسلمانان واقعى نفوذ كرده بودند و از آنجا كه ظاهرى اسلامى داشتند، غالباً شناخت آنها مشكل بود كه قرآن با بيان نشانههاى دقيق وزنده خط باطنى آنها را آشكار مىسازد.
از آنجا كه اسلام در طول تاريخ خود بيشترين ضربه را از منافقان خورده است، سختترين حملات خود را متوجّه منافقان ساخته و آنقدر كه آنها را كوبيده هيچ دشمنى را نكوبيده است. نكته حائز اهميت اين است كه هيچ كدام از امامان معصوم(ع) ما توسط كفار و مشركين به شهادت نرسيدهاند و همگى بدست همين منافقان به ظاهر مسلمان شهيد شدهاند كه خود جاى بسى تأمل است.
با توجّه به اينكه هر موقع حكومت اسلامى قوىتر بوده بحث نفاق نيز شديدتر شده است مىتوان گفت در واقع عنادهاى منافقان با حاكم اسلامى است. البته در هر عصر و زمانى منافقان وجود داشتهاند ولى در صحنههاى حساس و مراحل مختلف آشكارتر مىشوند.
در برخورد با خط نفاق اولين مسأله شناخت است كه قرآن در اين زمينه به روشنگرى پرداخته است. در اين مقاله سعى شده است با بهرهگيرى از قرآن و تفسير ارزشمند نمونه، شناخت منافقان در اين مقطع حساس و شكوفاى تاريخ راحتتر و نحوه برخورد با آنان روشنتر شود.
منافق از ريشه «نفق» است. اصل «نفق» به معنى خروج است. نفاق مصدر است به معنى منافق بودن. نفاق صفت افراد بى ايمان است كه ظاهراً در صف مسلمانانند امّا باطناً دل درگرو كفر دارند و منافق كسى است كه در باطن كافر ولى ظاهراً مسلمان است، علت اين تسميه آنست كه منافق از ايمان به طرف كفر خارج شده است. ناگفته نماند كه «نفق» نقبى است در زير زمين كه تسميه منافق از «نفق» به معنى نقب است كه از راهى به دين وارد و از راه ديگر خارج مىشود.
بهرحال منافق را از آن جهت منافق گويند كه از ايمان خارج شده است منافق خط زندگى مشخصى ندارد و در ميان هر گروهى به رنگ آن گروه در مىآيد منافق از كافر خطرناكتر و عذاب او در آخرت از كافر سختتر است، زيرا كه به حكم دزد خانگى است و پلى است كه كفار بوسيله آن به خرابكارى در اسلام راه مىيابند.
آيا تاكنون از بالا به زندگي و عمر خود نگاه كرديد ؟!!!
بالا ؟!!!!
درست فكر كرديد همون بالا !!!!
تصور كنيد وقتي سوار هواپيما هستيد و از بالا به شهرها ، خونه ها و ... نگاه مي كنيد همه چيز در نظرتون كوچك به نظر مياد .
آدمهايي كه روي زمين دارند راه ميرن هيچ فرقي باهم ندارن ، مدل ماشينها ديگه مفهومي نداره ، همه خونه ها مثل هم يا تقريبا شبيه به هم هستند . از اون بالا ديگه رئيس و مرئوس يا ثروتمند و فقير ديگه معنايي نداره .
اما هر چه بياين پايين و ديدتون رو محدود كنين همه اينهايي كه قبلا براتون بي معني بود صاحب معني ميشه.
اگه همه ما آدمها از بالا به زندگيمون نگاه كنيم ديگه خيلي از كارهاي بد و غير انساني رو انجام نمي ديم ؛ حرص زدن ها ، قدرت طلبي ها ، پول پرستي ها ، تجملات ، دروغها و هر چه كه فكرش رو بكنين .
اونوقته كه هيچ همكاري زيراب همكار ديگه رو نمي زنه يا هيچ كس مال و منال يكي ديگه رو نمي خوره و خيلي چيزهاي ديگه .
اگر به زندگي انسانهاي آزاده و نيك هم نگاهي كنيد مي بينيد اگر چه روي زمين زندگي مي كردند اما روحشون در بالا بود و همه چيز رو از بالا نگاه مي كردند .
آيا شده يك روز از بالا به زندگيتون نگاه كنيد ؟
اگه نگاه نكرديد به يك بار امتحان مي ارزه .
خدا را شکر که باید ریخت و پاشهای بعد از مهمانی را جمع کنم ........ این یعنی اینکه من در میان دوستانم بودم .
خدا را شکر که لباسهایم کمی تنگ شده اند ........ این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم .
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی می افتم ........ این یعنی توان سخت کار کردن را دارم .
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم ........ این یعنی من خانه ای دارم .
خدا را شکر که جایی برای پارک نمودن پیدا کردم ........ این یعنی من ماشینی دارم .
خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها را می شنوم ........ این یعنی توانایی شنیدن دارم .
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم ........ این یعنی من لباسی برای پوشیدن دارم .
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم ........ این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالمم .
خدا را شکر که خرید سال نو جیبم را خالی می کند ........ این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم .
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم ........ این یعنی هنوز زنده ام .
خدای مهربان من ، شکرگزارتم به خاطر آنکه هنوز می توانم ترا نیایش کنم و سپاسگذار تو باشم .
خدایا شکر به خاطر آنکه وقتی سال نو به خانه پدری رفتم پدر و مادرم در را به رویم گشودند و شکر از اینکه بر سر سفره ای جمع شدیم که خواهر و برادرم در سلامتی بودند .
خدایا شکر به خاطر اینکه فرزندی خوب و سالم به من بخشیدی که هوش و خلاقیتش مرا به وجد می آورد ، او گل همیشه بهار وجودم است و خنده ها و بازیهایش ، شادمانی و روح خانه من است .
خدایا شکر به خاطر دوستان خوبی که با کلمات حکمت آمیزشان روحم را جلال می بخشند و سطح دانشم را با معلوماتشان بالا می برم .
شکر به خاطر این دریچه ای که به رویم باز کردی تا در خانه خود بتوانم از اندوخته های دیگران بهره ببرم و شکر به خاطر تمام نعمت هایی که به من بخشیدی و هنوز درک و فهمم بدان حد نرسیده که انها را درک کنم .
و در آخر شکر به خاطر بزرگترین نعمتت ، که آن داشتن خدای آرامش بخشی چون تو است ،خدای بی نظیری چون توست ، و من امیدوارم به تو که در واپسین دم حیاتم مرا جزء رستگارانت قرار دهی .
ناهید عباس پور
منبع : نشریه قرآنی بشارت شماره ۵۸

« و حشر لسلیمان جنوده من الجن و الانس و الطّیر فهم یوزعون ؛ لشکریان سلیمان از جن و انس و پرندگان ، نزد او جمع شدند ؛ آن قدر زیاد بودند که باید توقف می کردند تا به هم ملحق شوند » .( نمل / 17)
« حتّی اذا اتوا علی واد النمل قالت نمله یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم لا یحطمنکم سلیمان و جنوده و هم لا یشعرون ؛ ( آنها حرکت کردند ) تا به سرزمین مورچگان رسیدند ؛ مورچه ای گفت : « به لانه های خود بروید تا سلیمان و لشکریان شما را پایمال نکنند در حالی که نمی فهمند » . ( نمل / 18 )
در گذشته ، ممکن بود ، برخی از مردم قرآن را کتاب افسانه بدانند ؛ زیرا در آن ذکر شده است که مورچه ها با هم صحبت می کنند و پیام های پیچیده را رد و بدل می کنند . در سالهای اخیر ، تحقیق ، حقایق زیادی را در رابطه با روش زندگی مورچه ها به ما نشان داده است که قبل از آن برای بشری شناخته شده نبود .
همچنین ، تحقیق نشان داده که در میان حشرات ، روش زندگی مورچه ها به روش زندگی انسان بسیار نزدیک است . از یافته های بدست آمده می توان به این موارد پی برد :
الف ) مورچه ها ، مردگان خود را با روشی مشابه روش انسان ، دفن می کنند .
ب ) نظام تقسیم کار آنها پیچیده است . آنها مدیر ، سرپرست ، سرکارگر ، کارگر و غیره دارند .
ج ) آنها هر چند وقت یک بار ، دور هم جمع می شوند و گپ می زنند .
د ) در میان خود ، روش ارتباطی پیشرفته ای دارند .
هـ ) بازارهای منظمی دارند که در آن کالا مبادله می کنند .
و ) غلات را برای مدت طولانی در زمستان ، ذخیره می کنند و اگر غلات جوانه زد ، ریشه اش را می برند . گویی می فهمند که اگر اجازه رشد به ریشه بدهند ، دانه می پوسد . اگر غلۀ ذخیره شده به دلیل باران مرطوب شود ، آن را به بیرون می برند تا در زیر نور خورشید خشک شود و وقتی خشک شد آن را بر می گردانند . گویی می دانند که رطوبت موجب رشد ریشه و در نهایت باعث پوسیدن دانه می شود .
نویسنده : دکتر ذاکر نیک
مترجم : زهرا آقا محمد شیرازی
منبع :نشریه قرآنی بشارت شماره 60

سلام
این مطلب رو نوشتم تا اولا به خودم برای چندمین بار یاد آوری کنم که خدا تو رو می بینه و دوما اگر عزیزی یادش رفته یادش بیاد که در هر حال خدا با او است .
آخه می دونید اگه به خودمون نگاه کنیم و به کارامون نظر بیاندازیم می بینیم همیشه یادمون میره که خدا داره ما رو می بینه پس خیلی راحت غیبت می کنیم , خیلی راحت دروغ می گیم , به نامحرم نگاه می کنیم (فیلم یا عکس مستهجن می بینیم ) , حجاب رو رعایت نمی کنیم , سر امتحان روی دست بغل دستیمون نگاه می کنیم , پارتی بازی می کنیم , از چراغ قرمز رد می شیم و هر گناه و عمل خلافی را در هر زمینه ای که فکرش کنید به راحتی انجام می دیم .
اما حالا یه روز که بخوایم یه عمل خلافی رو انجام بدیم و یه مهمون داشته باشیم که از بد شانسی ما طرف بغل دستمون نشسته و باهاش هم رو دربایستی داریم . آقا هیچ کاری رو که خلاف باشه انجام نمی دیم انگار هیچ کس توی دنیا بهتر از ما نیست . چرا ؟؟؟؟ چون می ترسیم آبرومون بره .
گوشه ای از فلسفه حجاب زن
1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آنها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
2- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطهاى مستقیم با تفاوتهاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روانشناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّکهاى چشمىِ شهوتانگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمونها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد ......
جهت مشاهده ادامه مطلب بر روی لینک زیر کلیک کنید.
شاید این موضوع را در بعضی متون خوانده باشید و یا این بحث را در بسیاری محافل شنیده باشید اما از آنجا که تهاجم فرهنگی و بحث آزادی زن برای ما مدعیان مسلمانی و مخصوصا ما ایرانیان در اجتماع بصورت بسیار وسیع و گسترده تکرار می شود و این تکرار به گونه ای است که حالت یک تلقین را به خود گرفته است ، پس هر چه در جهت اطلاع رسانی برای خنثی کردن این حمله و تکرار تلاش کنیم ، بسیار کم است .
صحبتی که بعضی مواقع در میان خانمها مخصوصا دختر خانمها پیش می آید این است که با توجه به اینکه اسلام وقرآن امر به پوشیدگی کرده چرا در ایران بیشتر بر روی چادر تاکید می شود و آن را حجاب برتر می خوانند و یا اصلاً فلسفه حجاب چیست ؟
در بیان سندیت اینکه قرآن بر حجاب و پوشش بانوان تاکید کرده و آن را واجب فرموده می توان به آیه 59 سوره احزاب اشاره کنیم که خداوند می فرماید : «به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو که: خویشتن را با «جلباب» بپوشند که این کار براى این که به عفت شناخته شوند و از تعرض محفوظ بمانند، براى آنان بهتر است»
در توضیح این آیه بعضى از مفسّران ، جلباب را پوششى فراگیر معنا کردهاند که از بالاى سر تا پایین پا را مىپوشاند و چیزى در حدود اندازه چادر است.(1) البته دیدگاه دیگر ، جلباب را پوشش تا زانو (2) و دیدگاه سوم ، جلباب را مقنعه مىداند.(3)
بر اساس دیدگاه اوّل مىتوان گفت: قرآن از چادر یا چیزى مانند آن که تمام بدن را بپوشاند، سخن گفته است .
علاوه بر این: درباره پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک، همین پوشش نقل شده است.
حضرت فاطمه(ع) مقنعه خویش را بر سر و جلباب بر تن کردند؛(4) یعنى پوششى که تمام تن را از سر تا قدم فرا مىگرفته است.
علاوه بر این عقل نیز بر برتر بودن چادر حکم مىکند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ مىماند.
به همین خاطر فقها به برتر بودن چادر برای حفظ حجاب حکم کرده اند .پوشش کامل با مانتو و روسرى نیز مىتواند مورد استفاده قرار گیرد، ولى حجاب برتر نیست، زیرا هر چند با مانتو وروسرى پوشش صورت مىگیرد، ولى باز حجم بدن مشخص است و با مقایسه با چادر، قطعاً چادر برترى دارد.
1. ر.ک: علامه طباطبایى، المیزان؛ شیخ طوسى، تفسیر تبیان.
2. المصباح المنیر، ریشه جلب.
3. راغب اصفهانى، مفردات، ریشه جلب.
4. طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 98.
با استفاده از سایت پاسخگو
اما برای فهم بهتر و علمی تر این موضوع از لحاظ پزشکی و روانشناسی به بیان فلسفه حجاب می پردازیم که در پست بعد خواهد آمد.
سبز و بارانی باشید .