چه كسي پاسخگوي كاهلي متولیان امور فرهنگی و هنری در یزد است

عباس ملازينلي رئيس مستعفي انجمن نمايش شهرستان يزد در نشست مطبوعاتی هیئت امنای انجمن نمایش شهرستان یزد پس از قرائت آيات 9 تا 15 سوره مزمل و خواندن ترجمه آن گفت: وضعیت کنونی فرهنگ هنر در یزد بگونه ای است که گمان می رود اگر فعالیتهای فرهنگی و هنری در كشور تعطیل شود هیچ اتفاقي نمی افتد! و معلوم نیست اگر متوليان دستگاههاي فرهنگي كاهلي كنند زنگ خطر آن کی و کجا و چگونه به صدا در خواهد آمد و چه كسي قرار است بفهمد و چه كسي پاسخگوي چنين كاهلي است؟!
وي در همین باره گفت: متاسفانه در یکی از نشستهایی که مدير كل فرهنگ و ارشاد استان یزد داشتیم ایشان اشاره به این داشتند که فكر ميكنيد، اگر هيچ تاتري اجرا نشود طوري مي شود؟
ملازینلی با بیان اینکه متاسفانه به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی با تعطیلی فعالیت های فرهنگی هنری اتفاقی نمی افتد افزود: همچنان كه ساير انجمنهاي موسيقي، هنرهاي تجسمي و .... در استان تعطيل شد و اتفاقی نیفتاد!
وی گفت: اما تبعات چنين كارهايي هيچ به نفع جامعه نيست. وقتي جوانان ما از فردوسي ها و مولوي ها هيچ نميدانند در نتيجه تركيه همه ۶دفتر مثنوي مولوي را به زبان تركي چاپ مي كند ومي گويد مولوي براي من است و این چنین است که جوانان ما در حال جدایی از ریشه و هويت فرهنگي خود هستند.
مسئول دفتر فني و توليد دومين جشنواره كشوري تئاتر دفاع مقدس و رييس ستاد برگزاري پنجمين جشنواره كشوري سرود دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنانش گفت: مبارزه در جبهه فرهنگي امروز براي كساني كه تجربه حضور ديروز در عرصه دفاع مقدش را داشته اند فرض و تكليف است و دفاع هميشگي از كيان ايران اسلامي وظيفه آنهاست و ايشان به فرمان امام روشن ضميرشان هميشه آمادگي آن را داشته و دارند. وي گفت خوشبختيم كه رهبر معظم انقلاب هميشه صميمانه در كنار هنرمندان و فرهيختگان كشور نشسته اند – همه درد دلشان را پدرانه گوش كرده اند و هميشه در هر تنگناي فرهنگي كه توسط برخي ناآگاهان (كه متاسفانه مسئوليتهايي هم دارند) ايجاد شده راهگشايانه اقدام كرده اند.
وي با اشاره به ديدار سال گذشته رهبر فرزانه انقلاب با كارگردانان سينما گفت: نمي دانم چرا افرادي كه شعارشان پيروي از منويات مقام معظم رهبري است فقط آنچه دلشان مي خواهد از سخنان ايشان برداشت مي كنند و سريعا عمل مي كنند؟!!
رییس سابق انجمن نمایش یزد ادامه داد: هنرمندان نمایش در آغاز فعالیت حجه الاسلام عجمین مديركل کنونی فرهنگ و ارشاد یزد خوشحال شدند و اميدوارانه به كار خود ادامه دادند چراکه ایشان نگرانی تامین بودجه برای کارهای نمایشی را برطرف کردند و وعده های خوب و خوشایندی دادند.
ملازینلی با بیان اینکه بنده مطمئن هستم که خواسته ی شخصی آقای عجمین فعالیت و پویایی انجمن نمایش بوده، ولی نمی دانم چرا بحث تخصیص بودجه از همان آغاز بکار ایشان تا کنون به تعويق افتاده است!
وی یک از دلایل مشکلات و سو تفاهمات میان ارشاد و هنرمندان تئاتر را عدم همكاري و هماهنگي سيستم فعلي ارشاد و کارمندان این اداره با هنرمندان و نیز تفاوت نگاه هنرمندان با مدیریت ارشاد به مقوله هنر و تئاتر دانست.
عباس ملازینلی در بخش دیگری از سخنانش گفت: در زمينه مالي قاعدتاً پاي پول نايستاديم و با جاهای گوناگون رايزني کردیم كه برای نمونه می توان به همکاری با بنياد شهيد اشاره کنم که برگزاری جشنواره تئاتر ایثار را موجب شد که خوشبختانه یا متاسفانه اداره فرهنگ و ارشاد فقط همكاري معنوي كرد و سهم کوچکی داشت، هرچند بعداْ شنیده شده که یکی از دوستان فرهنگ و ارشادی از اين حركت مسئولین بنیاد شهید که باعث همگرایی هنرمندان نمایش شده بوده ابراز ناراضي کرده است كه چرا باید يك ارگان ديگر ار هنرمندان پشتیبانی کند!
حديث سرخ حسين – حديث خروج بر ضد طاغيان زمان و خروش عليه والياني است كه به نام دين غاصبانه بر منبر پيامبر (ص) تكيه زده و در گوش جهل آيه ..اولوالامر منكم … مي خواندند.
كتاب خدا و گفتار پيامبر را چنان مي خواندند كه سود ايشان بود. در لباس زهد و تقوي خود را مجاز مي دانستند تا سر از گردن هر يك از موحداني كه سر بر طاعت بتهاي جديد ريا و كوشكهاي افراشته شده از خود پرستي و خود بيني نمي نهادند - بيندازند.
به راستي چه شد كه با گذشت كمتر از 60 سال از ظهور اسلام كساني كه 5 وعده در روز شهادت به رسالت محمد (ص) مي دادند - نواده او را با حكم قاضي منصوب همان پيامبر مهدور الدم قلمداد كرده و به شهادت رسانند؟!!!
چه شد كه مسلمانان و اهالي شام و عراق و مصر و برخي اهالي حجاز و مداين اين زمزمه شوم را كه فرزند علي (ع) با ترك يكي از فروع - يعني حج از دين خارج شده و به جهان داري آمده است را پذيرفتند؟!!
بياييد در اين ايام لحظه اي نگاه پرشور و اشكبارمان را كه با اشاره و اصرار برخي مداحان!! و واعظان!! بي خرد - تنها بر خنجر شمر و گلوي حسين و لب عطشانش دوخته شده به پيشاني پينه بسته شمر ابن ذي الجوشن و عمر ابن سعد وقاص بيندازيم و آنگاه بر مظلوميت آن عزيز آزاده - خون گريستن هم سزاست.
عزاداران حسيني
بياييد خاكستر ناآگاهي را از دل تفتيده و پر شورمان بزداييم و با شعله ور ساختن شعور و عشق – دمي نداي هميشه ماندگار آن امام را به گوش جانمان بشنويم. آنگاه كه در آخرين لحظات حيات عارفانه اش از اعماق جان نعره بركشيد كه:
اني لا اري الموت الا السعاده و لا حياه مع الظالمين الا برما
بیایید در خود بنگریم : به راستي ما جزء دسته ظالمان نيستيم؟!!!
دقیق بنگریم.....
پسر نوح گفت: اما آنکه غرق می شود خدا را خالصانه تر صدا می زند تا آنکه بر کشتی سوار است. من خدایم را لابلای بادهای وزنده و امواج توفنده یافتم. و آنچه که من یافته ام شاید تو لابلای نجواها و سیل اشک رونده ات نیابی.
پسر نوح این را گفت و رفت. دختر هابیل تا دوردست تماشایش کرد. و همچنان منتظر است و سالهاست که از خود می پرسدد : آیا همسریش را سزاوار بودم؟!!