مثل اینکه این جریان "مظلومیت فرهنگی" بدجوری مسئله ساز شده است. تعداد ۲۲۰ نماینده مجلس هم نامه ای به رئیس جمهور نوشته اند و خواسته اند که بودجه فرهنگی از ۴٪ کل بودجه به عدد ۱۰٪ برسد.
گویا این نمایندگان نمی دانند که در یزد اوضاع بر وفق مراد است و هر کسی که بخواهد نقدی به مدیریت فرهنگی استان داشته باشد انگار که وارد حریم ممنوعه ( با میوه ممنوعه اشتباه نشود) شده است . بلافاصله سینه چاکان فرهنگ و هنر و عاشقان بلافصل مدیرکل محترم ارشاد وارد میدان شده و ..... . اما نمیدانم مشکل چیست که منتقدان دارای اسم و رسم و عنوان مشخص هستند اما مدافعان فقط اسامی مستعار و مجهول دارند. مثل ۱۲۱ یا ۱۱۱ یا ۱۲۳ یا انجمنهای خلق الساعه. بد نیست مدیران فرهنگی به کارمندان خودشان بگویند که وقتی می خواهند با نام ۱۱۱ یا امثالهم در وبلاگها هتاکی کنند لااقل از اینترنت اداره اشان استفاده نکنند ( خصوصا در ساعت اداری) چون مشخص می شود که این مستعارنویسان چگونه می خواهند پله های ترقی را بپیمایند!!
اما اینها مهم نیست . مهم این است که مدتی است با توجه به نزدیکی زمان انتخابات مجلس تعداد بیشتری از شهروندان به این فکر افتاده اند که فرهنگ و هنر هم مهم است و باید به دولت تذکر بدهند و نامه بنویسند.
چه كسي پاسخگوي كاهلي متولیان امور فرهنگی و هنری در یزد است

عباس ملازينلي رئيس مستعفي انجمن نمايش شهرستان يزد در نشست مطبوعاتی هیئت امنای انجمن نمایش شهرستان یزد پس از قرائت آيات 9 تا 15 سوره مزمل و خواندن ترجمه آن گفت: وضعیت کنونی فرهنگ هنر در یزد بگونه ای است که گمان می رود اگر فعالیتهای فرهنگی و هنری در كشور تعطیل شود هیچ اتفاقي نمی افتد! و معلوم نیست اگر متوليان دستگاههاي فرهنگي كاهلي كنند زنگ خطر آن کی و کجا و چگونه به صدا در خواهد آمد و چه كسي قرار است بفهمد و چه كسي پاسخگوي چنين كاهلي است؟!
وي در همین باره گفت: متاسفانه در یکی از نشستهایی که مدير كل فرهنگ و ارشاد استان یزد داشتیم ایشان اشاره به این داشتند که فكر ميكنيد، اگر هيچ تاتري اجرا نشود طوري مي شود؟
ملازینلی با بیان اینکه متاسفانه به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی با تعطیلی فعالیت های فرهنگی هنری اتفاقی نمی افتد افزود: همچنان كه ساير انجمنهاي موسيقي، هنرهاي تجسمي و .... در استان تعطيل شد و اتفاقی نیفتاد!
وی گفت: اما تبعات چنين كارهايي هيچ به نفع جامعه نيست. وقتي جوانان ما از فردوسي ها و مولوي ها هيچ نميدانند در نتيجه تركيه همه ۶دفتر مثنوي مولوي را به زبان تركي چاپ مي كند ومي گويد مولوي براي من است و این چنین است که جوانان ما در حال جدایی از ریشه و هويت فرهنگي خود هستند.
مسئول دفتر فني و توليد دومين جشنواره كشوري تئاتر دفاع مقدس و رييس ستاد برگزاري پنجمين جشنواره كشوري سرود دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنانش گفت: مبارزه در جبهه فرهنگي امروز براي كساني كه تجربه حضور ديروز در عرصه دفاع مقدش را داشته اند فرض و تكليف است و دفاع هميشگي از كيان ايران اسلامي وظيفه آنهاست و ايشان به فرمان امام روشن ضميرشان هميشه آمادگي آن را داشته و دارند. وي گفت خوشبختيم كه رهبر معظم انقلاب هميشه صميمانه در كنار هنرمندان و فرهيختگان كشور نشسته اند – همه درد دلشان را پدرانه گوش كرده اند و هميشه در هر تنگناي فرهنگي كه توسط برخي ناآگاهان (كه متاسفانه مسئوليتهايي هم دارند) ايجاد شده راهگشايانه اقدام كرده اند.
وي با اشاره به ديدار سال گذشته رهبر فرزانه انقلاب با كارگردانان سينما گفت: نمي دانم چرا افرادي كه شعارشان پيروي از منويات مقام معظم رهبري است فقط آنچه دلشان مي خواهد از سخنان ايشان برداشت مي كنند و سريعا عمل مي كنند؟!!
رییس سابق انجمن نمایش یزد ادامه داد: هنرمندان نمایش در آغاز فعالیت حجه الاسلام عجمین مديركل کنونی فرهنگ و ارشاد یزد خوشحال شدند و اميدوارانه به كار خود ادامه دادند چراکه ایشان نگرانی تامین بودجه برای کارهای نمایشی را برطرف کردند و وعده های خوب و خوشایندی دادند.
ملازینلی با بیان اینکه بنده مطمئن هستم که خواسته ی شخصی آقای عجمین فعالیت و پویایی انجمن نمایش بوده، ولی نمی دانم چرا بحث تخصیص بودجه از همان آغاز بکار ایشان تا کنون به تعويق افتاده است!
وی یک از دلایل مشکلات و سو تفاهمات میان ارشاد و هنرمندان تئاتر را عدم همكاري و هماهنگي سيستم فعلي ارشاد و کارمندان این اداره با هنرمندان و نیز تفاوت نگاه هنرمندان با مدیریت ارشاد به مقوله هنر و تئاتر دانست.
عباس ملازینلی در بخش دیگری از سخنانش گفت: در زمينه مالي قاعدتاً پاي پول نايستاديم و با جاهای گوناگون رايزني کردیم كه برای نمونه می توان به همکاری با بنياد شهيد اشاره کنم که برگزاری جشنواره تئاتر ایثار را موجب شد که خوشبختانه یا متاسفانه اداره فرهنگ و ارشاد فقط همكاري معنوي كرد و سهم کوچکی داشت، هرچند بعداْ شنیده شده که یکی از دوستان فرهنگ و ارشادی از اين حركت مسئولین بنیاد شهید که باعث همگرایی هنرمندان نمایش شده بوده ابراز ناراضي کرده است كه چرا باید يك ارگان ديگر ار هنرمندان پشتیبانی کند!
و اما چند جمله از رهبر انقلاب:
*دوست دارم اهمیت سینما برای همه آشکار شود
*هر کس باید آنچه را که خودش می فهمد، خودش ادراک می کند و خودش احساس می کند، آن را در هنرش بگنجاند و الا هنر یک چیز مصنوعی خواهد شد
*«انتقاد» که دوستان ذکر می کنند و به تعبیر این دوستمان که می گویند انتقادگر «نق نقو» تلقی می شود، نه، انتقاد نق نق نیست
1- زندگی در زمان خود
2- زندگی در مکان خود
3- شناختن بحران های پیرامون خود
4- کمک کردن به مردم جهت بیرون آمدن از بحران (نشان دادن را هکار) و دادن شناخت و آگاهی به آنها
آن هنرمند گرامی راز ارتباط هنرمند با مردم را در مورد سوم و چهارم می دانست یعنی شناخت بحران و کمک به مردم برای خروج از آن.
مغزهای معمولی درباره رویدادها حرف می زنند
مغزهای کوچک درباره آدم ها حرف می زنند
دیروز این جملات که با دست خط رییس سازمان، نوشته شده بود را پشت تکه کاغذی دیدم، از رییس جویا شدم که برای کیست و البته او هم آن را جای دیده و پسندیده و یادداشت کرده بود.
به هر حال مهم نیست که برای کیست، مهم این است که من از خودم خجالت کشیدم که بنا به این دیدگاه بیشتر زمان ها مغز کوچکی دارم یا اینکه مغزم کوچک می شود!!!
يك پژوهشگر فرهنگي يزدي، گفت: بزرگترين ضربهاي كه در طول ساليان متمادي به هويت شهر يزد وارد شده بحث مهاجرت ميباشد كه براي اين مورد هيچ كاري نميتوان انجام داد.
حسين مسرت در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و ادب خبرگزاري دانشويان ايران (ايسنا)-منطقه يزد، در خصوص فرهنگ در يزد، اظهار داشت: شهر يزد در طول تاريخ يك شهر مذهبي و فرهنگي شناخته شده به غير از اينكه مسائلي كه در سال 56 افتاد كه علاالدوله از شاه وقت تقاضا نمود، محلي جهت عبادت و سركردن آخر عمر خود در نظر بگيرند و شاه وقت اين شهر را دارالعباده خواند كه از آن زمان تاكنون اين شهر به اين نام مرسوم است.
وي مهمترين شاخصهاي يزديها را درستكاري، امانت داري قناعت و سخت كوشي ذكر نمود و تصريح كرد: با وجود اينكه شهر يزد شهري كويري و كم آب است، ولي گروههاي قومي سراسر كشور به خاطر امنيت شغلي و مناسب بودن وضعيت شغلي، ارزاني و درست كرداري مردم يزد به اين شهر مهاجرت كردهاند.
مسرت پديده مهاجرت را عمدهترين آسيب به شهر يزد دانست و در ادمه گفت: با مهاجرت گروههاي قومي از سراسر ايران به شهر يزد و از همه مهمتر مهاجرت داخل استاني كه بسياري از روستاهاي استان خالي شده و مردم به شهر يزد مهاجرت نمودهاند و اكنون بيشتر پيران و سالخوردهها در روستاها سكني دارند كه با مرگ هر كدام از جمعيت كاسته ميشود.
وي خاطر نشان ساخت: حدود 80 درصد كاركنان برخي از ادارات و سازمانهاي شهر يزد غير بومي ميباشند كه اين تركيب منجر به ايجاد آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي در شهر يزد شده است.
مسرت با اشاره به مسئله افزايش آمار طلاق در شهر يزد و همچنين اين كه 90 درصد زندانيان شهر يزد غير بومي هستند، بيان داشت: بسياري از ناهنجاريهاي موجود در شهر يزد توسط بوميان شهر يزد صورت نميگيرد، چون يزديها اهل شكايت و دادگاه رفتن نميباشند و با مسائل مشكلاتشان كنار ميآيند، بنابراين تركيب ناهمگون و نامانوس كه در شهر يزد وارد آن شده منجر گرديده آمارهاي موجود به اسم شهر يزد نوشته شود، به مانند كشف مواد مخدر در يزد، همان طور كه ميدانيد مواد مخدر در شهر يزد توليد نميشود، بلكه وارد استان ميگردد و آمار اين معضل به نام شهر يزد تمام ميشود.
اين پژوهشگر افزود: تا آسيبهاي موجود در استان شناسايي نشوند، نميتوان درماني براي آسيبها در نظر گرفت بنابراين ابتدا بايستي به شناسايي آسيبها در جامعه پرداخت و سپس راهكار مناسب براي آن در نظر گرفت.
وي تصريح كرد: آسيبها ناشي از پديدههاي برون مرزي از جمله تهاجم فرهنگي، غرب زدگي و از اين قبيل موضوعات ميباشد، كشورهاي غربي و توسعه يافته به دنبال تخريب فرهنگهاي كشورهاي جهان سوم هستند و آنها را از درون بي هويت ميكنند تا به راحتي آنان را به سلطهي استعمار خود در آورند.
مسرت با بيان اينكه آمريكا بزرگترين ضربه را به فرهنگ جامعه ميزند ادامه داد: قرصهاي روان گردان و فرار مغزها از جمله آسيبهايي است كه به كشور وارد ميشود.
وي تاكيد كرد: اگر آسيبهاي اجتماعي جامعه رفع گردد آسيبهاي فرهنگي نيز رفع ميشود.
اين پژوهشگر فرهنگي در پايان با اشاره به اينكه حجاب با آزادي مغايرتي ندارد، در خصوص اين فرهنگ يادآور شد: اگر به پيشينه حجاب در يزد بنگريم مشاهده ميشود كه حتي زرتشتيان يزد نيز حجاب را مدنظر قرار ميدادند، شهر يزد در طول ساليان به حجاب و عفاف و پاكدامني توجه خاصي داشتهاند.
گردان خوب سینمای ایران ـ را دیدم. فیلمی که باید دیده شود تا آلودگی هایی که در تهران و خیلی دیگر از شهرهای ایران دامان جوانان و خانواده های ما را گرفته دیده شود تا بدانیم که از چه رو مسئولان ما برطرف نمودن مشکلاتی دیگر را در اولویت قرار داده اند!
![]() |
میانه های فیلم بود که دلم خواست فریاد بزنم! البته نه اینکه بخاطر ماجراهایی که درون فیلم می گذشت ـ رنج و سختی که مادر و دختر فیلم از سر می گذراندند ـ احساساتی شده باشم بلکه برای آنچه در بیرون فیلم و در بین ما مردم می گذرد! برای سالن نسبتاْ خالی سینما و برای اینکه می دانستم در همان زمان جلوی سینما جام جم شلوغ است و مردمِ ... مردم ساده و بی خبر ما برای تماشای فیلم یک آدمِ ...؟؟!! صف بسته اند.
البته شاید آنها هم زیاد تقصیری نداشته باشند.
بله آنها تقصیری ندارند چراکه شاید ندانند یا فراموش کرده باشند که همین آقای ده نمکی در زمان دولت آقای خاتمی ...

دلتان به نور لطف خدا منور
مشام جانتان به شميم بهارنو معطر
لطف روزگار بر ايامتان مقرر
نوروزتان مظفر
اما امروز این خرسندی نصیب من شده که هزار ان دوست .آشنا .یار بهتر از جان دارم .یکی از یکی گل تر .همه با صفا. با محبت ودوست داشتنی که هزاران کارت تبریک هم کفاف آن را نخواهد کرد که برای آنها بفرستم .راستی سعادتی بالاتر ازاین می شود که افتخار آشنایی با بزرگان .ادیبان .نویسندگان نصیبت شود .پس شاید خوشبختر از همه من باشم .
بدین وسیله ای که فناوری روز در دسترس همگان گذارده .عید خجسته نوروز باستانی که از دیرینه تاریخ واز پس سده های حادثه خیز برای ما به یادگار مانده خدمت همه یاران گرامی .دوستان یکدل و یکرو تبریک گفته واز صمیم قلب برای آنها در سال پیش رو آرزوی شادکامی .بهروزی .پیروزی در همه عرصه های زندگی وکاری دارم سال برشما خوش وخجسته باد .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
" م مثل مادر " هم ، بی پدر شد !! 
رسول ملا قلی پور ، به نمايندگي از كارگردانان برجسته سينما ،
به ديدار حق شتافت !
روحش شاد ، يادش گرامي و آثارش پربيننده تر باد . . .
امسال دوکتاب وی با نام "مثنوی بچه خوب "وشعر قند وعسل"چاپ شده وتا فروردین هم "قصه های ساده "اوبه همت اندیشمندان یزد چاپ خواهد شد.
» انجمن اسلامي معلمان استان قم: كجايند كفن پوشان و درد دينداران؟
» آيتالله صانعي، طرح سئوالات آزمون ضمن خدمت آموزش وپرورش را محكوم كرد
» دفترآیت الله فاضل لنکرانی: عذر خواهی وزیر آموزش و پرورش کفایت نمی کند

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید

ببخشید چون قطار چند دقیقه دیگه حرکت می کنه و ما عازم شرکت در مراسم نکوداشت استاد آذر یزدی هستیم ، توي اين فرصت كم ، فقط جاي همه رو خالي ميكنيم و اين مطلب رو هم به پاس سالها خدمات صادقانه استاد بهشون تقديم مي كنيم :
پدر بزرگ ، سلام
امروز ، روز قشنگی است ،یک روز از یاد نرفتنی ،
امروز بچه های خوب ایران، دلشان می خواهد که از نزدیک، پدر بزرگ قصه های خوبشان را ببینند .
آنها بیش از ده حکایت از قصه های تازه را از کتابهای کهن تو خوانده اند، به این امید که بتوانند روزگاری حق و ناحق را از هم تشخیص دهند .
و در میان قصه های ساده ات ببینند که مرد و نامرد برای رسیدن به پنج افسانه
، چگونه خیر و شر را پشت سر می گذارنند.
و این در حالی است که بچه آدم ، رویای هشت بهشت را در سر می پروراند. آنها
خاله گوهر را نیز دنبال می کنند تا شاید قصه ها و مثل ها ی زیبای تو را از زبانش
بشنوند. دریغ از اینکه او هم این روزها ، خودش را به شکل یک فالگیر درآورده تا بتواند
برای مشتریانش ، خود آموز عکاسی و مقدمات شطرنج را ببرد !
و گربه تنبل او که مدت هاست به دنبال دستور طباخی و تدبیر منزل است با لبخند
به سراغ گربه ناقلا ی تو آمده اما این ناقلای بازیگوش ، اشتباهی بافنده
داننده ات را برایش آورده است .
اما حالا که کار تصحیح مثنوی مولوی و تذکره شعرای معاصر به پایان رسیده
است بهتراست که سری به قصه های پیامبران بزنیم .
چون اصل موضوع این است که بچه های خوب ایران با یاد عاشورا ، قصه های
چهارده معصوم را به خاطر سپرده اند تا بتوانند حداقل چهل کلمه قصار حضرت
امیر را از بر کنند .
آنها امروز ، طعم شیرین قند و عسل را چشیده اند تا بتوانند فردا مثنوی بچه
خوب را بسرایند .
امروز ، بچه های خوب ایران می دانند که یک مرد دوست داشتنی مثل استاد مهدی
آذر یزدی توانست ، قصه های خوبی را به بچه های خوب دنیا هدیه کند .
"امیدورایم در جشن تولد 120 سالگی ات ، قصه های خوب و تازه ات را با
گوش جان بشنویم . "
فكر كنم قطار رفت !!!!
بیست و نهم- ۲۹بهمن ماه :سپندار مذگان، روز عشاق ايرانی
در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم
به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است.
فلسفه بزرگداشت ۲۹بهمن ماه : روز عشاق ايرانی
فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند....
ولنتاین غربی Valentine یا سپندار مذگان روز عشاق ايرانی
حتما شما هم روزهای گذشته ؛هياهو و هيجان را در خيابان ها دیده اید.مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله ميشود.شمع شکلات ادکلن و.. همه وهمه در جعبه های رنگی قشنگ همراه با کارت هایی که بر روی آنها جملاتی هم نوشته شده و حاکی از عشق و علاقه طرفین می باشد بازار داغی دارند . همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد.
آيا زمان آن نرسيده است كه همچون سال هاي اخير و گسترش جشن هاي ولنتاین غربی در ايران، به سبک ایرانیان؛ سپندار مذگان را هم گرامي بداريم ؟……
وقتى راز ولنتاين بر ملا شد امپراتور امر به اعدام او داد. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشيش ولنتاين اولين كارت تبريك «ولنتاين» را زمانی كه در زندان بود، فرستاده زيرا بر اساس اين افسانه او عاشق يك دختر جوان كه احتمالا اين دختر فرزند زندانبان او بوده، همان كسى كه در طی دوران زندان به ديدار او مىرفتهاست.
گقته مىشود ولنتاين براى او نامهاى نوشته و در انتها امضاء كرده «از طرف ولنتاين تو» . اصطلاحی كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روى كارتهاى ولنتاين به چشم مىخورد.
از آنجايى كه بازار برگزارى اين مراسم طى ۲ سال گذشته گرمتر شده (توجه داشته باشيم كه اين مسئله همزمان است با اوج بهره گيرى از ماهواره و اينترنت) مىتوان علت را به افزايش ارتباط با غرب و ورود آيينهاى آن سو به فرهنگ ما نسبت داد.
اما با كمى تعمق در مسئله درمىيابيم علت آن چيزى جز . . .
برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را بخوانید .
یک نظر : چه نيازی به « ولنتاين » ؟! ( رضا رفيع )
راستی نظر شما چیه ؟!!
مسئولان فرهنگی استان یزد شامل مسئولان آموزش و پرورش، صدا و سيما، استانداري، شهرداري، سپاه، بنياد شهيد و ... برای برنامه ریزی و فرهنگ سازی در خصوص ایام تعطیلات نوروز گرد هم آمدند و این تصمیم ها را گرفتند :
* 50 هزار نقشه راهنماي گردشگري از سوي شهرداري يزد به چاپ برسد.
* سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري این نقشه ها را در پايگاه راهنمايي اش بين مسافران نوروزي توزيع کند.
* شهرداري يزد تابلوهاي راهنما و نيز نظافت بافت تاريخي يزد نصب کند.
* بنياد شهيد و امور ايثارگران استان يزد در راستاي اشاعه فرهنگ ايثار و شهادت، بروشورهايي چاپ کند و به معرفي گلزاهاي شهداي استان يزد بپردازد.
* صدا و سيماي مركز يزد تا پايان تعطيلات نوروزي برنامه خاص جهت فرهنگ سازي و اطلاع رساني عمومي تهیه كند.
* اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد در ايام تعطيلات نمايشگاههاي مختلف از جمله نمايشگاه كتاب برگزار نمايد.
فرهنگسازی بهتر از این نمی شه !
يك بلاگر: ![]()
به وبلاگ خوانان نقاد نيازمنديم
توجه به وبلاگنويسي به عنوان يك فرصت، جامعه را پوياتر ميكند
يك وبلاگ نويس يزدي گفت: «وبلاگ نويسي يك نوع كنش ارتباطي است كه موفقيت آن مستلزم ابزار ارتباطي مناسب مانند آزادي، انگيزه و يك زبان مشترك است.»
محمد امامي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه يزد، اظهار داشت: ( برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید)
راستی کی بود که کارت دعوت می خواست ؟؟
نظرية فرهنگي در فرهنگ عامه و نمايشهاي رسانهاي. نوشتة مايكل ريل ترجمة ليدا كاووسي
حتي مي توان گفت كه مظلوميت او هر زمان بيش از پيش مي شود!
زیرا بر این باورم که فرياد اصلي و دغدغه مهم او هنوز آنچنان كه بايد وشايد شنيده و تفهيم نشده و يا نخواسته ايم كه بشنويم و بفهميم و يا گروهي نخواسته اند كه شنيده و فهميده شود!!
فرياد اصلي و هدف مهم حسين از آن سفري كه به شهادت و جاودانگي اش انجاميد پيكار با ظلم و ايستادگي در برابر كساني بود كه مي خواستند به نام دين و اسلام به نان برسند!
حسين جنگيد تا بياموزد كه زندگي با ذلت و خواري را نپذيريم
تا فرياد بزند كه آزاده زيستن است كه ارزنده است
بنابراين گريستن براي كشته شدن حسين، كه شهادتش مي ناميم و آن را افتخار و موهبتي براي هر مسلمان مي دانيم كار بيهوده اي است
گريه كردن براي شهادت حسين وعلي اصغر و علي اكبر و ابوالفضل و ... كه خود آگاهانه گام در اين راه گذاشتند هر چند پسنديده است و هدف اصلي آيين هاي عزاداري و هيئت هاي گوناگون سينه زن نبايد باشد!
مگر خود امام حسين نمي دانست كه با چنين فاجعه ايي روبرو خواهد شد؟
مگر پيامبر از همان زمان نوزادي امام حسين از شهادت ايشان خبر نداده بودند؟
اگر گريه اي هم باشد بايد براي مظلوميت امام حسين باشد كه هنوز ناشناخته مانده و فريادش شنيده نشده و در ميان اين همه عزادار و سينه زن و بعضي مداحان نان به نرخ روز خور تنها تر از زمان خويش است!!
اگر اشكي هم ريخته مي شود بايد براي درس وفاداري ابوالفضل باشد كه هنوز نتوانسته ايم از روي آن مشق كنيم چراكه هستند در بين ما خواهران و برادراني كه خود را عزادار حسين مي دانند و با كردار خود آبروي قابيل را خريده اند!
اگر خاك بر سر مي ريزيم بايد به حال خود بريزيم!
چراكه اگر در يكي از همين مجالس عزاداري، مظلومي كه حقي از او توسط صاحب منصبي ضايع شده، فریاد کمک و یاری سردهد بخاطر ترس از دست دادن پست و شغل و نان بخور و نميري که از تصدق سر دولت به دهانمان مي رسد خفه
مي شويم و ...
آري حسين مظلوم تر از هميشه است چون عزاداري همچون منِ حسين نشناس دارد!
پايان بخش اين نوشتار بخشهايي از نوحه هاي هيئت هاي دو محله از محله هاي قديمي يزد است:
اعصار و قرون خسته ز زنجير كه بشتاب
تاريخ برآورده سر از گور كه درياب
دريا به خروش آمد از اين شور شرر خيز
طوفان و جنون جامه دريدند كه برخيز
رنگ از گل و نور از دل و صدق از همه جا رفت
پرواز به خون خفت و پرستو به عزا رفت