آقای شوق الشعرا ! کجایی برادر شرکت اتوبوسرانی یزد مردم را از سردرگمی کشت !!
"آقای شوق الشعرا کجایی برادر ؛ مردم کم درآمد و کارگران در بین اتوبوسهای اتوبوسرانی یزد از سردرگمی مردند!! " تنها کلامی بود که به یادم آمد که چرا ایشان نیستند که نقدا نقدی نمایند!!! شاید برایتان سوال است کی و چطوری این کلام به ذهنم آمد! چرا آقای شوق الشعرا که کوچکترین حرکات و سکنات مدیران برجسته استان را رصد نموده و در وبلاگ خود نقدا نقد می نماید ؛ این معضل فراگیر را ندیده و در وبلاگش درج نکرده است!!

اولین روز ماه رمضان ساعت 6 صبح جهت عزیمت به محل مورد نظرم؛ در ایستگاه میدان اصلی حاضر شدم ؛ مثل هرروز اتوبوس خبری نبود و پس از مدتی مشخص شد که حسب کاهش زمان کاری کارمندان ؛ ساعت کاری اتوبوسها به ساعت 6 و 45 تغییر نموده است!! اما مشکل کجاست؟
باید گفت که ساعت کاری رسمی قبلی 6 بود که تا 6 و نیم از اتوبوس خبری نبود حال که 6 و 45 دقیقه اعلام شده محاسبه کنید زمان حضور اولین اتوبوس در محل ابتدایی حرکت! دریک محاسبه از ساعت هفت می گذرد!
به یاد داشته باشیم ؛بسیاری از استفاده کنندگان از اتوبوسهای شرکت واحد یزد آنهم در ساعت اولیه صبح کارگران و قشر کم درآمدی است که نه تنها کاهش ساعت شامل حالشان نشده است بلکه به قولی وبال گردن آنها شده است؛ و اینکه مجبور باشند از خودرو مانند آژانس بهره ببرند خیلی ....
به طور مثال ؛ یک پیرمرد بازنشسته که گویا نگهبان کارخانه ای در اشکذر است می گفت: باید ساعت 7 و نیم سرکارم باشم !! حالا حساب کنید باز اگر از شحنه دربستی هم بگیرد بازهم نمی توانست سر فرصت برسد؛ یا اینکه فردی هم دست در جیب نموده و این ساعت بخواهد یک تاکسی دربست بگیرد؛ پیدا کردنش چیزی شیبه به محال است!!!
اما برایم یک سوال باقی ماند
چرا آقای شوق الشعرا که کوچکترین حرکات و سکنات مدیران برجسته استان را رصد نموده و در وبلاگ خود نقدا نقد می نماید ؛ این معضل فراگیر را ندیده و در وبلاگش درج نکرده است!! شاید آقای شوق الشعرا که یک خودرو شخصی دارد به واسطه سهمیه سوخت کافی فقط از کل مجموعه شهر ؛ استانداری ؛گاهی ارشاد و گهگاهی در هم آن ور میدان استانداری را رصد نموده و هرگز سوار اتوبوس عمومی نمی شود که مشکلات مردم در کف خیابان را ببیند ! حتی برای ارتزاق مجبور نیست صبح زود خروس خوان از خانه بیرون بزند و در این زمان در خواب است
تبصره 1: به سبک خود آقای شوق ما هم تبصره داریم !
تبصره 2: می گویند آقای شوق الشعرا دارای سه منطقه است یک منطقه آتش ؛ مانند استانداری ؛ منطقه صفرمرزی مانند اکثر ادارات که کاری به کارشان ندارد؛ منطقه حفاظت شده که آنهم با قلم از این متطقه محافظت نموده که خدای ناکرده خطری متوجه این منطقه ها شود مانند....
تبصره 2 و نیم : اینکه در ماه مبارک رمضان رانندگان اتوبوسرانی با شرایط سخت کاری ؛ برایشان یک ساعت هم غنیمت است درست اما این دلیلی نمی شود که مردم تاوان کمبود پرسنل و تجهیزات اتوبوسرانی را بدهد .
تبصره 4: در حال حاضر در یزد به یک فضای غیر استاندارد در کنار میدان اطلسی ؛ پارک سوار گفته می شود که اتفاقا در محله دوستداشتنی دوستم آقای محمد رضا الشوق الشعرا است اما بد نیست بدانیم از محله دور و نزدیک اطراف که اصلا پولدار نیستند مردم جهت عزمیت به مجاهدین ؛ به این پارک سوار مراجعه می کنند نه پولدارها!!!
تبصره 4: بنده هم صبح زود سرکار نمی رفتم جهت سلامتی روح و روان ؛ قصد عزیمت به پارک آزادگان و ورزش صبحگاهی داشتم !